ميرزا حسن حسينى فسايى

474

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

در شبى كه ميدان سعادت‌آباد قزوين را چراغان كرده بودند و شاه و امرا به تماشا مشغول بودند ، امام قلى خان با سه نفر پسران خود ، صفى قلى خان و فتح على خان و على قلى خان در مجلس بزم حضور داشتند و امام قلى خان از مجلس برخاسته « 1 » به منزل خود رفت و چون سه نفر پسران او خواستند از مجلس بيرون شوند ، حسين بيك « 2 » ناظر بيوتات به فرمان شاهى هر سه نفر را كشته ، سرهاى آنها را به حضور رسانيد پس على قلى بيك امير ديوان و داود بيگ گرجى كه هر دو داماد امام قلى خان بودند و كلب على « 3 » بيك ايشيك آقاسىباشى « 4 » ، مأمور به آوردن سر امام قلى خان شده ، برحسب فرمان به منزل او رفته ، سر او را بريده ، به حضور رسانيدند و اغورلو خان « 5 » حاجب درگاه شاهى در همان شب به ايالت كوه‌گيلويه و كشتن باقى اولاد امام قلى خان كه در شيراز بودند ، مأمور شده ، روانه مقصد گرديد « 6 » و ايالت لارستان را به كلب على بيك « 7 » ايشيك آقاسى ، عنايت فرمود و باقى ايالت مملكت فارس را تجزيه فرموده ، هر ناحيتى را به مناسبت به حاكمى سپردند « 8 » و نواب ميرزا معين الدين محمد ، خلف الصدق ميرزا غياث الدين على شيرازى كه سالها به وزارت امام قلى خان برقرار بود به وزارت فارس ، باقى مانده ، محاسبات فارس و رتق و فتق بلوكات را ، در كف كفايت او گذاشت و اغورلو خان بعد از ورود به شيراز ، بيشتر اولاد امام قلى خان را از قوه بينائى ساقط نمود « 9 » . از آثار خيريه امام قلى خان پسر اللّه‌ويردى خان ، مدرسه خان « 10 » شيراز است كه شرح آن در ذيل بقعه‌هاى شيراز نگاشته شود و پل خان است كه بر ملتقاى رودخانه پرواب « 11 » مرودشت و رودخانه رامجرد ساخته است و اين پدر و پسر مدت سى و نه سال بيشتر در مملكت فارس ، تخم مروت را كاشته ، حاصل نيكنامى را برداشتند . و در همين سال [ 1043 ] : سوندك سلطان « 12 » والى جزيرهء بحرين شرفياب حضور پادشاه گشته ، شمشير بىنظير حضرت صاحبقران ، امير تيمور گوركان را كه در تصاريف زمان ، دست به دست شده ، در نوبت آخر به سوندك رسيده بود ، به رسم پيشكش تقديم حضور مبارك داشت . و اعليحضرت شاه صفى جشن نوروزى سنه 1044 را در قزوين گذرانيده ، تشريف‌فرماى دار السلطنه تبريز گرديد « 13 » و سپاهى بىشمار به سپهسالارى رستم خان گرجى « 14 » ، براى تسخير شهر وان و دياربكر روانه نمود و مدتى نگذشته كه سپاه قزلباش به آن نواحى رسيده ، در هر مصافى فتح و فيروزى يافته و اسراى رومى را روانه تبريز نمودند . و هم در اين سنه [ 1044 ] : امير خلف بيك سفره‌چى سردار سپاه خراسان با جماعت

--> ( 1 ) . در متن : ( برخواسته ) . ( 2 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 453 . ( 3 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 453 . ( 4 ) . ايشيك آقاسى يا ايشك آقاسى : ( Isekaya - si ) به معنى رئيس تشريفات ، رئيس رؤساى بيرون . ( 5 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 453 . ( 6 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 453 . ( 7 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 453 . ( 8 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 453 . ( 9 ) . ر ك : همانجا . ( 10 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 584 . ( 11 ) . ر ك : بخش دوم ، همين كتاب ، رودخانه‌هاى فارس . ( 12 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 454 . ( 13 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 455 . ( 14 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 455 .